علوم سیاسی
(١)
ملخص المقالات -
١ ص
(٢)
ضرورت تأسيس رشته فقه امنيت -
٢ ص
(٣)
صورتبندى امنيت ملى در حوزه فقه سياسى - افتخارى اصغر
٣ ص
(٤)
معنى جهاد و اقسام حرب مشروع1 - زرگرى نژاد غلامحسين
٤ ص
(٥)
امنيت ملى و آزادى سياسى - منصور نژاد محمد
٥ ص
(٦)
عدالت و امنيت - عبدالله خانى على
٦ ص
(٧)
تقليل عدالت به امنيت در انديشه ايرانشهرى - بحرانى مرتضى
٧ ص
(٨)
سيد قطب و اسلامگرايى معاصر - بخشى شيخ احمد مهدى
٨ ص
(٩)
مهادنه قرارداد ترك مخاصمه و آتشبس - خامنه ای سید علی
٩ ص
(١٠)
سيره امنيتى امير المؤمنين امام على عليه السلام - مطهرى حميد رضا
١٠ ص
(١١)
گفتمان امنيتى پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله - شريعتى روح الله
١١ ص
(١٢)
معرفى اجمالى چند كتاب در موضوع امنيت در اسلام - اکبرى معلم على
١٢ ص
(١٣)
امنيت در قرآن - اسلامى عليرضا
١٣ ص
(١٤)
«دائرة المعارف اطلاعات و امنيت در آثار و متون اسلامى» 1 - کيخا نجمه
١٤ ص
(١٥)
تحولات و خط سيرانديشه اسلامى معاصر 1 - ميلاد زکى
١٥ ص
علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - امنيت در قرآن - اسلامى عليرضا
امنيت در قرآن
اسلامى عليرضا
تاريخ دريافت: ٦/٧/١٣٨٤
تاريخ تأييد: ٢١/١١/١٣٨٤
امنيت از نيازهاى اساسى فرد و اجتماع است. در اين مقاله سعى مىشود تا به موضوع امنيت در قرآن و ابعاد آن شامل عوامل ايجاد امنيت، تهديدات امنيت و تعريف امنيت پرداخته شود. در ادامه مقاله به امنيت از بعد واحد امنيت و نيز انواع امنيت از حيث موضوع، محتوا و مفهوم پرداخته مىشود و در پايان مدل و الگوهاى امنيت مانند شهر امن و تشكيلات امن ارائه مىگردد.
واژههاى كليدى: امنيت، قرآن، امنيت روانى، امنيت اجتماعى، امنيت سياسى.
مقدمهقرآن تنها كتاب آسمانى است كه عين وحى است و هيچ گونه تصرفى در آن نشده و از مبدأ اعلى به قلب پيامبر نازل شده است. در طول چهارده سده از زمان نزول قرآن تاكنون هيچ فرد يا گروهى نتوانسته است مشابه آن يا حتى يك آيه مثل آن را بياورد.٢ اين مصونيت تا پايان جهان از سوى خداوند تضمين شده است.٣ نسخه شفابخش فرد و اجتماع بوده، تمسك بدان موجب رستگارى و عدم تمسك موجب گمراهى است.
از جمله، موضوع امنيت در قرآن كه نياز فرد و اجتماع و شايد بعد از نيازهاى زيستى مهمترين نياز انسان و جامعه است. ويژگىهاى امنيت
با فرض آشنايى با هستىشناسى و معرفتشناسى از ديدگاه قرآن و سنتهاى الهى، ويژگىهاى انسان و تبارشناسى امنيت و عدم امنيت انسان در قرآن، ويژگىهاى امنيت از ديدگاه قرآن در چهار بخش و به شرح ذيل بيان مىشود. اول) عوامل ايجاد امنيت
براى ايجاد امنيت بايد اقداماتى صورت گيرد كه عبارتند از:
اطاعت از فرمان الهى و وجود نبى در امت سبب امنيت عمومى و عدم نزول عذاب است.٤ استغفار و توجه به خدا سبب نزول بركات آسمانى و ازدياد قوت و نيرو و شكر نعمت موجب ازدياد نعمت و امنيت عمومى است.٥ ايمان موجب دفاع خداوند از مؤمنين مىگردد (امنيت دفاعى)٦ دوم) موانع يا تهديدات امنيت
با مطالعه آيات الهى متوجه مىشويم كه بعضى از پديدهها سبب زوال امنيت است:
مخالفت با خدا و رسولش سبب عذاب مهين و ذلت است. عدم اطاعت از رسول (حضرت موسى) موجب فسق و سرگردانى چهل ساله در بيابان است. عدم اطاعت از خدا و رسول باعث از بين رفتن رايحه، و عدم اجراى احكام الهى و تبعيت هوى موجب فسق و بروز مصائب مىگردد. دورى از ياد خدا موجب نسيان آيات الهى و اسراف و سبب تنگى معيشت و عذاب الهى در آخرت است. عدم اجراى فرامين الهى مانند جنگ با كفار موجب فتنه در زمين و فساد بزرگ مىشود. كفر و عصيان و تعدى و ترك نهى از منكر موجب لعنت و دورى از رحمت و سخط الهى و پذيرش ولايت كفار (اعم از پدران و برادران و...) موجب ظلم است. پذيرش ولايت يهود و نصارى موجب ظلم و فرد از آنها محسوب مىگردد. نهى از پذيرش ولايت كسانى كه دين را مسخره مىكنند و بازيچه مىپندارند. خمر، ميسر، انصاب، ازلام، رجس و پليدى از اعمال شيطان و سبب دشمنى و عداوت و انحراف از ياد خدا مىشود. طغيان در مصرف نعمتها سبب حلول غضب الهى و خوارى است. كفران نعم الهى بعد از وفور نعمت و امنيت و رزق همه جانبه موجب پوشش گرسنگى و ترس مىگردد.٧ سوم) انواع تهديدات يا مصائب
آن چه از مصائب به انسان مىرسد دست آورد خود انسان به شمار مىرود؛ علاوه بر اين كه خدا از اغلب آنها در گذشته است. هر مصيبتى كه وارد مىشود به اذن خداست و هر كس به خدا ايمان آورد هدايت مىشود. همه مصائب نوشته شده است تا تأسف براى از دست دادنها نخوريد و خوشحال براى به دست آوردنها نشويد. خداوند قادر است بر شما عذابى از بالاى سر يا زير پايتان وارد كند يا بپوشاند شما را... . اگر خدا براى قومى بدى را بخواهد هيچ كس نمىتواند آن را برطرف كند.٨
از مفهوم اين آيات برداشت مىشود كه مصائب و مشكلات ٣ نوع است: نوع اول، آن چه دستآورد بشر و ناشى از عملكرد بشر است و نوع دوم، آن چه به طور طبيعى رخ مىدهد، مثلاً فوت بستگان و نزديكان انسان كه در مورد دومى خداوند مىفرمايد اين روند خلقت است و بىتاب مشويد و اينها ثبت شده و محاسبه شده است و نوع سوم كه بشر مستحق عذابهاى مختلفى به دليل عملكرد بدش است كه خداوند به سبب رحمتش از آنها درگذشته و عفو فرموده است و الّا بشر آرامش نداشت. چهارم) تعريف امنيت
بعد از آن كه بعضى از ابعاد امنيت در قرآن روشن گرديد مىتوان بر اساس آيات قرآن تعريفى از امنيت ارائه داد:
كسانى كه ايمان آوردهاند و آن را به ظلم نيالايند براى آنها امنيت و ايمنى است.٩ در اين آيه، واحد امنيت فرد است؛ يعنى اگر در جامعهاى ولو يك نفر ايمان بياورد و به وظايفش عمل كند و ظلم به خود و ديگران نكند در امنيت است و خداوند در قصصِ اقوام قبلى نشان داده وقتى عذابى بر قومى نازل شده، مؤمنين را نجات داده است. در جريان بشارت فرزنددار شدن حضرت ابراهيمعليه السلام از سوى دو فرشته الهى، مىگويند رحمت و بركات الهى بر شما اهل بيت است؛ يعنى انواع امنيت مادى و معنوى مخصوص مؤمنين است و در آيه ديگر كسانى كه از آيين و روش ابراهيم روى گردانند سفيه شمرده شدهاند. در آيه ديگر حضرت ابراهيمعليه السلام به مردم مىگويد چگونه من از آن چه شما شريك خدا (اعم از نمرود و بتها) قرار دادهايد بترسم در حالى كه شما از شريك قائل شدن براى خدا نمىترسيد با آن كه هيچ برهان و حجتى بر آن شرك نداريد، آيا كدام يك از ما به ايمنى و امنيت سزاوارتريم.١٠ در اين آيه نيز بيان مىكند هر كس يا جامعهاى كه به خداوند ايمان داشت و از او ترسيد در امنيت است و مثال آيه حضرت ابراهيمعليه السلام است كه وقتى او را در آتش مىافكنند خداوند آتش را بر او امن و سرد و سلام مىكند و هستى در جهت او قرار مىگيرد. انواع امنيت از جهت مرجع يا واحد
در اين فصل، آيات الهى را از حيث مرجع امنيت (فرد، خانواده، جامعه و جهان) به چهار بخش دستهبندى مىكنيم: اول) امنيت فردى
در امنيت فردى به روح، جسم، روان و محيط فرد توجه شده و بعضى از ابعاد آن نيز در بخش امنيت روانى آمده است. بخشى از آيات به شرح ذيل تبيين مىگردد:
عدم آلودگى ايمان به ظلم١١، امنيت مهاجرين كه امروزه در حقوق بينالملل مطرح مىگردد و قرآن مىفرمايد: حتى اگر زنى از دارالكفر به دارالاسلام هجرت نمود يا پناهنده شد پس از امتحان وى، او را به دارالكفر برنگردانيد و مىتوانيد با پرداخت مهريه با وى ازدواج كنيد و معيشت وى را تأمين كنيد و بر عكس براى زنان كافره امنيتى قائل نيست ولو همسرشان مسلمان باشد و مىفرمايد آنها را نگهدارى نكنيد يا در مورد فرزندان حضرت يعقوب وقتى فضاى امنيتى خانواده به هم ريخته است فرزندان به پدر مىگويند چرا به ما اطمينان ندارى و از جانب ما تأمين نيستى يا پدر به آنها مىگويد از دروازههاى متعدد وارد مصر شويد تا دچار چشم زخم نشويد (امنيت روانى) يا مأموران مصرى پى به ماهيت و ارتباط شما با يكديگر نبرند (رعايت نكات ايمنى در سفر) يا وقتى حضرت يوسف آنها را به مصر دعوت مىكند مىفرمايد وارد مصر شويد ان شاء اللَّه در امنيت و آسايش كامل١٢ و امنيت تازه وارد به دين را در واقع تضمين مىنمايد تا هيچ گونه نگرانى از حيث (مسكن، معيشت، تفاوت نژادى، زبانى و قومى و دينى) نداشته باشند. يا ترس حضرت موسى هنگام مار شدن عصايش كه خداوند مىفرمايد: نترس تو در امنيت هستى١٣ يا وقتى حضرت موسى در مقابل تأثير سحر ساحران بر روى مردم و عدم ايمان آنها مىترسد خداوند مىفرمايد نترس تو برترى، و حضرت موسى را دلدارى و آرامش مىدهد. (آرامش روانى) دوم) امنيت در خانواده
پس از امنيت فرد كه به منزله يك سلول در ارگانيسم جامعه است آن گاه به خانواده كه واحد بزرگتر و به مثابه ملكول در ارگانيسم بدن اجتماع است، مىرسيم و نقشى كه خانواده (ملكولها) در ساختمان يك جامعه (ارگانيسم يا بدن) دارند آشكار و تأثير آن در جامعه محرز مىشود و اين كه حلقه اتصال فرد و جامعه و محل تربيت افراد است. آيات فراوانى در اين زمينه وجود دارد كه براى راحتى در ادراك، آن را به مراحل مختلف دستهبندى مىكنيم: الف) بىفرزندى
يكى از موارد ناامنى، زن و شوهرى هستند كه فرزند ندارند و احساس امنيت و آرامش نمىكنند. اين مهم توسط مكانيسمى در نظام آفرينش تأمين شده است تا اين افراد با فرزند خواندگى ايتام، هم نياز خود را تأمين كنند هم يك معضل اجتماعى را حل نمايند. مثلاً آسيه، همسر فرعون در مورد بچه از آب گرفته شده (موسى) مىگويد: اين بچه چشم روشنى من و تو (فرعون) است، او را نكشيد شايد از او منتفع شويم يا او را به فرزندى بگيريم.١٤ ب) كودك
هنگامى كه كودك به دنيا مىآيد خداوند غذاى او را قبلاً در سينه مادر تأمين نموده است و بچه امنيت غذايى و عاطفى دارد. چنان چه خداوند به مادر موسى با الهام مىفرمايد: كودك (موسى) را شير بده١٥ يا در سوره لقمان مىفرمايد دو سال بچه را شير دهيد و ساير آياتى كه در اين رابطه است. ج) جوان
مرحله بعدى دوران جوانى است كه تكاليفى براى وى و والدين تعيين شده است تا امنيت هر يك و بالطبع امنيت خانواده تأمين گردد، از قبيل تشكر از والدين، احسان به والدين و گفتار مناسب و كريمانه با آنها و نگهدارى والدين و عدم اذيت آنها و گشودن بالهاى رحمت براى والدين و دعا براى والدين، با اجازه وارد محل استراحت والدين شدن تا امنيت و آسايش آنان تأمين گردد و فقط در امر شرك ورزيدن، محرمات و ترك واجبات نبايد از والدين اطاعت نمود١٦. از طرفى به والدين مىگويد از ترس تنگدستى فرزندان را نكشيد و اين خطاى بزرگ است و ما آنها را روزى مىدهيم. كه امنيت حياتى يا حق حيات فرزندان را بدينوسيله تأمين مىنمايد. تأمين معيشت والدين از كار افتاده توسط فرزندان مانند دختران حضرت شعيب و فرزندان حضرت يعقوب بُعد ديگرى از امنيت خانواده است.
حتى مىتوانند در تأمين امنيت خواهران و برادران خود مؤثر باشند، مانند فرزندان حضرت يعقوب يا سبب ناامنى آنان شوند، مثل نقشه برادران يوسف عليه وى (يوسف) يا تلاش خواهر موسى كه با رعايت نكات امنيتى وارد كاخ فرعون شد و آنها را به مادر موسى به طور ناشناخته هدايت كرد.١٧ د) رعايت حريم محرم و نامحرم
رعايت حريم محرم و نامحرم و روابط پسر و دختر نيز اثر مهمى در امنيت روانى فرد و خانواده و حتى جامعه دارد و نمونههاى قرآنى، آن را برجسته مىسازد مانند رفتار دختران حضرت شعيب با حضرت موسى كه كوتاهترين عبارت را از طرف پدرشان و در نهايتِ رعايت حيا و عفت مىگويند١٨ كه در قرآن تعبير (على الاستحياء) نيز آمده است. يا در جريان حضرت يوسف و زليخا تنها بودن زن و مرد نامحرم را موجب فساد و حداقل اتهام مىداند و شيطان از آنان دستبردار نيست مگر اين كه مانند حضرت يوسف اخلاص داشته باشد تا نجات يابد. ه) ازدواج
خداوند ازدواج را از آيات خود مىشمارد كه سبب تسكين و آرامش مىگردد و خداوند بين زن و شوهر مودّت و رحمت قرار داده است١٩ و خداوند دستور به ازدواج مىدهد و مىفرمايد: اگر فقير بودند خداوند از فضل خويش آنها را غنى مىكند و اگر كسى وسيله ازدواج نيافت عفت ورزد تا خداوند از فضلش او را غنى كند و نهى مىفرمايد كه كنيزان را به زنا وادارند. در آيات ديگر داستان خواستگارى حضرت شعيب از حضرت موسى را براى ازدواج با يكى از دخترانش با مهريه خاص بيان مىفرمايد. حضرت لوط نيز دخترانش را جهت ازدواج به قومش پيشنهاد مىكند كه قوم فاسد نمىپذيرند و گرفتار عذاب الهى به دليل همجنسگرايى مىشوند. و) فرزند
پس از ازدواج موضوع فرزنددارى مطرح مىگردد. زيرا يكى از نيازهاى بشر است كه سبب حفظ نسل مىگردد و نيازهاى روحى و جسمى والدين نيز بدين وسيله برطرف مىگردد. در خانوادههاى بىفرزند مشكلاتى وجود دارد، لذا حضرت ابراهيم و حضرت زكريا از خداوند تقاضاى اولاد صالح دارند. قرآن به نحوه فرزنددار شدن حضرت مريم و واكنش مردم به وى و ويژگىهاى فرزندش اشاراتى دارد.٢٠ ز) توزيع عادلانه محبت
محبت بايد در خانواده عادلانه توزيع شود تا امنيت خانواده تأمين گردد وگرنه موجب حسادت و برخورد و ناامنى مىشود. چنانچه برادران يوسف با وى چنين عمل نمودند و گفتند يوسف نزد پدر محبوبتر از ماست در حالى كه ما قوى هستيم و كارهاى پدر را انجام مىدهيم، لذا تصميم به حذف يوسف گرفتند.٢١ ح) فرزندان ناخلف
فرزندان ناخلف و متمرد از احكام الهى نمىتوانند امنيت داشته باشند ولو فرزند پيامبرى همچون نوح باشند وقتى پدر به وى مىگويد سوار كشتى شو و از كافرين مباش، فرزند مىگويد: به كوه پناه مىبرم تا مرا از آب حفظ كند و نهايتاً غرق مىشود. وقتى حضرت نوح به خداوند عرضه مىدارد تو وعده دادى اهل مرا نجات دهى و فرزندم اهل من بود، خداوند مىفرمايد او غير صالح بود و اهل تو نبود.٢٢ ط) رؤيت، حجاب، زينت، صداى نامحرم
يكى ديگر از مصاديق امنيت محيط خانواده حجاب زنان است كه موجب حفظ آنان، عفت، حيا و پاكى است و در نتيجه موجب گرم شدن كانون خانواده مىگردد و موجب امنيت جسم و روح زن و خانواده است كه در آيات متعدد، حدود حجاب و موارد استثنا، وظيفه چشمپوشى مردان و زنان نسبت به نامحرم و حفظ دامن و عدم آشكار شدن زينتهاى زنان و نحوه سخن گفتن آنان آمده است تا موجب طوع در افراد مريض دل نگردد٢٣. اينها همه از مصاديق تأمين امنيت خانواده است و عدم توجه به اين دستورات موجب ناامنى محيط خانواده مىگردد. ى) نفقه
آيات متعددى در خصوص تأمين نيازهاى مادى همسر و فرزندان است. مانند تأمين مسكن، پوشاك، غذا و ساير امكانات تا آنها در آرامش و امنيت به سر برند.٢٤ ك) اختلافات خانوادگى
ممكن است به دليل بىتوجهى زوجين به وظايف خود در يك خانواده، ناامنى و مشكل ايجاد شود كه قرآن كريم از راه حلهاى انفرادى مثل صبر تا توصيه به حق تا جدال حسن تا تعيين حكم و مراحل ديگرى را پيشبينى نموده است تا امنيت به خانواده بازگردد و نيز نشوز و موعظه و ترك بستر و تنبيه خفيف و عدم تجاوز از حد را به منزله راهكار پيشنهاد مىنمايد٢٥ تا مشكل حل گردد و امنيت برقرار شود. ل) طلاق
طلاق نيز از اهميت زيادى برخوردار است، زيرا اگر واقعاً يك زن و شوهر به هيچ وجه نتوانستند با يك ديگر زندگى كنند و از هم متنفر بودند، در اسلام راه حل دارد و آن طلاق است. ولى بايد دانست كه اين نسخه آخر و براى تأمين فرد و جلوگيرى از مشكلات ديگر است.٢٦ م) وصيت وارث
قرآن به موضوع وصيت و تأمين روحى روانى فرد قبل از موت و تعيين تكليف اموالش بعد از موت نيز توجه داشته است تا موجب درگيرى و اختلاف و نزاع و ناامنى نگردد. ن) تهمت به زنان، فحشا
يكى ديگر از موارد ناامنى در خانواده و حتى جامعه تهمت فحشا و منكرات به ديگران است كه موجب ناامنى روحى فرد و بلكه از هم پاشيدن خانوادهها مىگردد. قرآن به اين موضوع نيز پرداخته است و تهمت زنندگان به تنبيه شديد بدنى كه در حدود مطرح است، محكوم مىگردند و از رحمت الهى نيز دور و لعنت شدهاند تا جامعه در آرامش به سر برد و با شايعات و اتهامات دچار التهاب نگردد. البته اگر مشخص شود فحشا و منكرات و زنا صورت گرفته است با شدت تنبيه مىنمايد تا اين غده سرطانى از بدن جامعه خارج شود. س) زنانِ الگو
در چند آيه به معرفى زنان خوب چون حضرت آسيه و حضرت مريم مىپردازد. با اين كه همسر آسيه، فرعون است، ولى با تلاش خود و ايمان به خدا در امنيت الهى به سر برده و تا ابد الگوى زنان مؤمن معرفى شده است و نيز زن حضرت نوح و حضرت لوط به منزله زنان بد معرفى شدهاند كه همسرى پيامبر بودن، موجب امنيت و نجات آنان از عذاب نشده است.٢٧ ع) زنان مسئولين
زنان مسئولين و رهبران جامعه، مسئوليت مضاعفى دارند و براى نمونه طبق آيات قرآن اگر زنان پيامبر اسلام خطا كنند دو برابر عذاب مىشوند.٢٨ و نبايد اسرار رهبرى را آشكار كنند و با ساير زنان تمايز دارند. اين حساسيت سبب امنيت مضاعف براى آنها و رهبران مىگردد. ف) دعاى فرشتگان
در آياتى از قرآن اشاره به دعاى فرشتگان براى خانواده بهينه شده است؛ يعنى خانواده خوب به جايى مىرسد كه مورد توجه و دعاى فرشتگان الهى قرار مىگيرد٢٩ و امنيت آنان تأمين مىگردد. ص) رفتار با يتيمان
در آياتى نيز نحوه روابط با ايتام تبيين شده است تا جايى كه دو پيامبر الهى همچون حضرت موسى و حضرت خضر براى حفظ اموال ايتام، ديوار خراب را مىسازند. بايد در حفظ اموال ايتام دقت كرد و استفاده از آن همچون آتشخورى است و وقتى بالغ و رشيد شدند بايد اموالشان به آنها تحويل شود. بدين صورت قرآن امنيت افراد بىوالدين و يتيم را تأمين مىكند. ق) ساير امور
در پايان اين بخش بايد گفت هر فردى نسبت به خانواده خود نيز وظايفى دارد تا امنيت آنان را در دنيا و آخرت تأمين كند، مثل انذار خانواده، مواظب خود و اهل خود بودن كه به آتش كشيده نشوند. بايد توجه داشت اموال و اولاد، فتنه هستند و موجب آزمايش انسان و در برخى موارد فرزندان دشمن انسان شمرده شدهاند كه بايد از آنان برحذر بود و از آنان درگذشت يا نبايد به آنان نكات منفى القا نمود و الا به همان متمسك مىشوند، مثل فرزندان حضرت يعقوب كه به پدر گفتند يوسف را گرگ خورد. در مجموع اگر خانوادهاى بهينه بود بركات خداوند بر آنان نازل مىگردد، مثل خانواده حضرت ابراهيم يا خانواده پيامبر اسلام كه از هر پليدى و زشتى و نجاست پاك است و اگر غير بهينه بود در عذاب است مثل خانواده ابى لهب. سوم) امنيت جمعى (ملى)
بعد از واحد فرد و خانواده به جمع، جامعه و اجتماع مىپردازيم تا ملاحظه گردد امنيت چگونه در اجتماعات برقرار مىگردد و چه جوامعى ناامن است ودلايل آن چيست. با دستهبندى آيات مىتوان به مواردى به شرح ذيل رسيد:
تنوع اجتماعات و نژاد و زبان و رنگ انسانها، مهر و محبت و خفض جناح نسبت به خودىها و مؤمنين، شدت و غلظت نسبت به غير خودىها و منافقين و منحرفين. امنيت در گفتار و ديدار با سلامِ به يك ديگر و در سلم و سلامت بودن٣٠. امنيت در ورود به منازل مجاز و نحوه ورود با اجازه و سلام بر اهل خانه، نحوه مصرف و خوردن در منازل مجاز، امنيت رفتارى كه با تكبر راه نرويم و گام كوتاه برداشتن و صدا را بلند نكردن. امنيت گفتارى در مجادله با اهل كتاب و نيكو سخن گفتن٣١. با مؤمنين سخن نيكو گفتن، زيرا شيطان در پى اختلاف افكنى است و امنيت اجتماعى را از بين مىبرد. در انجام امور ان شاء اللَّه گفتن و عدم فراموشى ياد خدا تا در فضاى امنيتى، امور اجرا شود. امنيت رفتارى در صله رحم و وفاى به عهد، امنيت اجتماعى در پرتو امر به معروف و نهى از منكر تا جامعه همواره پالايش گردد، عدم اذيت مؤمنين، نگرانى از سوء سابقه، چنان كه حضرت موسى به خداوند عرض مىكند چون من از آنها كسى را كشتهام نگرانم كه مرا تكذيب كنند و برادرم را همراهم بفرست و خلاصه، احساس ناامنى دارد كه مىخواهد با همراهِ فصيح و بدون سابقه جبران شود. امنيت قضايى و حقوقى در جامعه ايجاد كردن با قصاص، حكم به عدل كردن سبب امنيت اجتماعى است.٣٢ امنيت نظامى با بسيج عمومى، واگذارى امانات و مسئوليتهاى سياسى و اجتماعى و... به اهلش، توجه به اين نكته كه انسان خود حركت درست داشته باشد و به گمراهى ديگران توجه نكند، دقت در مورد افراد ناشناس و ناشناخته، چنان كه حضرت ابراهيم دچار ترس و عدم امنيت شد. الفت بين قلوب به دست خدا است و با چيز ديگر بدست نمىآيد كه سبب آرامش و امنيت اجتماعى گردد.٣٣ وحدت و چنگ زدن به ريسمان الهى سبب امنيت اجتماعى است در حالى كه قبلاً افراد دشمن يكديگر بودهاند. تفرقه و اختلاف ممنوع است. در اين صورت است كه بهترين امت خواهيد بود.
ملاحظه مىگردد كه در حدود ٤٠ آيه مذكور، ابعاد امنيت در يك جامعه اعم از (گفتارى، رفتارى، ديدارى، مصرف، روانى، حقوقى، سياسى و نظامى و...) مطرح است كه حيات يك جامعه منوط بدان است و بسيارى از ناامنىهاى اجتماعى بشرى ريشه در بىتوجهى بدان دارد. چهارم) امنيت جهانى (فرا ملى)
امنيت جهانى كه مركب از جوامع مختلف است چگونه بايد تأمين گردد؟ بديهى است مهمترين اصل روابط دو يا چند جانبه يا جهانى و همگانى است كه در حدود ٢٠ آيه به شرح ذيل به اين مهم پرداخته است، مبنى بر اين كه قراردادها را محترم بشماريد. به پيمان خود عمل كنيد مگر اين كه از جانب طرف ديگر نقض يا خيانتى ببينيد. رعايت عدالت؛ روشهاى بد ديگران سبب بىعدالتى ما نگردد. در مقابل امتيازات خارجى براى كوتاه آمدن در اهداف، خود را نباختن مانند داستان هداياى ملكه سبا براى حضرت سليمان كه نپذيرفت. تأثير امنيت جهانى و درگيرى قطبهاى قدرت در امنيت مسلمين مانند درگيرى دو قطب قدرتمند قديم ايران و روم.٣٤ حمايت از مستضعفين و مسلمين، مگر قرارداد دو جانبهاى مانع حمايت شود. عهد و معاهدات به قدرى مهم است كه از آن بازخواست الهى مىشود و نقض عهد موجب لعنت است و سنگدلى. بر اين اساس صلح بر جهان حاكم مىشود. سوم) انواع امنيت از حيث موضوع، محتوا و مفهوم
در اين فصل موضوعات مختلفِ امنيتى از حيث موضوع، محتوا و مفهوم دستهبندى شده است. اين فصل طى پانزده بخش و به ترتيب ذيل ارائه مىگردد: اول) امنيت روانى
آن چه موجب امنيت روح و ذهن آدمى مىگردد، تحت عنوان عوامل ايجاد امنيت روانى مىآيد و آن چه موجب عدم امنيت روانى است به منزله تهديدات امنيت نام برده مىشود و نهايتاً دسته سوم، جنگ روانى است. با توجه به اين كه بعضى از مكاتب فكرى امنيت را امرى ذهنى مىدانند اين مبحث مىتواند قابل توجه باشد. الف) عوامل ايجاد امنيت روانى
در بيش از سى آيه قرآن به عوامل ايجاد امنيت روانى اشاره شده است، مانند ولى خدا بودن و ولايت الهى را پذيرفتن، زيرا اولياى الهى خوف و حزنى ندارند؛ يعنى نه نسبت به گذشته اندوهگين هستند نه نسبت به آينده ترس دارند.٣٥ ايمان به خدا و عمل صالح و اقامه نماز و ايتاى زكات موجب فقدان ترس و حزن و نگرانى است.٣٦ ايمان به خدا و استقامت در راه او موجب نزول ملائكه و بشارت به عدم ترس و حزن است. ايمان و عمل صالح موجب رفع خوف و حزن، تقوا و عمل صالح موجب رفع حزن و خوف است. ايمان به خدا، رسول، قرآن و عمل صالح و تبعيت از حق سبب اصلاح بال (خيال، ذهن، روان، اندامهاى شعورى و...) مىگردد و آرامش روانى را به دنبال دارد. نزول سكينه و آرامش بر قلوب مؤمنين از عنايات خداوند در توليد امنيت روانى است.٣٧ راهكار ايمن شدن پناه بردن به خداست. زيرا وقتى انسان به درياى بىانتهاى رحمت الهى متصل شد و باكى از غير او ندارد، از نعمتهاى مهم الهى كه در تأمين آرامش روانى و امنيت آن مؤثر است خواب مىباشد كه آيه و نشانه او معرفى شده است. خداوند توصيه مىكند كه از او بترسيم نه غير او. مؤمنين توصيه به ترك اندوه و سستى شدهاند. تبعيت از هدايتِ الهى ايمنى آور است و اسلام و احسان و نيكوكارى سبب رفع حزن و خوف است. و نيز انفاق در راه خدا و ايمان به خدا و روز قيامت رافع حزن و اندوه است. همراهى با رسول خدا و رهبرى موجب نزول سكينه الهى است.٣٨ ب) عوامل تهديد امنيت روانى
عوامل تهديد امنيت روانى را نيز مىتوان در حدود سى آيه ملاحظه نمود. مانند يأس از رحمت خدا به گونهاى كه يأس در قرآن از صفات كفار شمرده شده است.٣٩ نجوا و درگوشى صحبت كردن كه موجب سلب امنيت روانى حضّار مىگردد و فكر مىكنند سخنى عليه آنها گفته مىشود، لذا از صفات و روشهاى شيطانى شمرده شده است مگر به ضرورت و براى اصلاح اختلافات ديگران. سوء سابقه امنيتى به گونهاى كه حضرت موسى در پذيرش مسئوليت رسالت بدان اشاره مىكند و به خدا عرضه مىدارد: به سبب فردى كه كشته شد از ما حرف شنوى نداشته و ما را نمىپذيرند يا حضرت يوسف در پذيرش مسئوليت ابتدا خواهان رفع اتهام مىگردد و بعد مسئوليت مىپذيرند. تهمت و بهتان نيز از عوامل ناامنى روانى است.٤٠ همچنين بخل و حسادت (سوره فلق) كه در جريان هابيل و قابيل موجب كشته شدن هابيل شد يا در جريان يوسف. مسخره نمودن با اشاره و بيان كه شديداً نهى شده است، زيرا اثرات روانى مخربى بر شنونده دارد. نام زشت نهادن، ظن و گمان سوء، تجسس از امور ديگران و غيبت كه از گناهان كبيره است. ج) جنگ روانى
جنگ روانى نيز به دليل برخوردارى از ماهيت روانى در اين بخش آمده است، زيرا دشمن با پخش شايعات، اتهامات و تهديدات، روحيهها را تضعيف كرده ايجاد اختلال مىنمايد مانند تهديداتى كه فرعون عليه حضرت موسى داشت و گفت او مىخواهد با سحرش شما را از سرزمينتان بيرون كند.٤١ يا از طريق عوامل داخلى، بحران امنيتى ايجاد كردن مانند قوم حضرت موسى كه به وى مىگفتند ما قبل و بعد از آمدن تو اذيت مىشويم يا اگر به آنها خوبى مىرسيد، مىگفتند دست آورد خودمان است و اگر مشكلى ايجاد مىشد آن را به موسى نسبت مىدادند يا اطرافيان فرعون خطاب به فرعون مىگويند آيا موسى و قومش را رها مىكنى كه در زمين فساد كنند. جنگ روانى مخل امنيت روانى افراد و بالطبع جامعه است. دوم) امنيت اعتقادى
در قرآن به اين نوع امنيت توجه شده است، زيرا اعتقادات اعمال انسانها را شكل مىدهد. خداوند در قرآن پنج آيين بزرگ و جهانى را براى ادوار مختلف بشر تعبيه نموده است مانند ادوارى كه هر فرد در زندگى خود طى مىكند (از كودكستان تا تحصيلات عالى) و بشر طى قرون متمادى اين مسير را طى كرده است. نمونهاى از اين آيات به شرح ذيل تقديم مىگردد:
وجود اديان آسمانى، سخنان حضرت ابراهيم با پدرخواندهاش كه بت پرست بود در مورد اين كه فقدانِ اعتقادات صحيح سبب دورى از رحمت گرديده و عذاب و ناامنى را به دنبال دارد، روى برگرداندن از دين و اعتقادات و... سبب دورى از رحمت و گنگى و كورى است، كسانى كه از دين اعراض كنند به دام شيطان كشيده مىشوند، اتخاذ غير خدا به منزله ولى مثل خانه عنكبوت سست و موهن است.٤٢ سوم) امنيت علمى
دانش انسان نيز بايد صحيح و امنيتآور باشد و او را به طرف مرزهاى بيكران علم رهنمون سازد. در بعضى از آيات مىبينيم كه دروازههاى ورودى اطلاعات به انسان، يعنى چشم و گوش و دل مسئولند و نبايد بر آن چه علم نداريم توقف كنيم.٤٣ چگونه كسى كه دانش و خبرويت ندارد مىخواهد در مورد پديدهها صبر كند كه پاسخ حضرت خضر به حضرت موسى به هنگام درخواست تعليم از وى است. در آيهاى ديگر مىفرمايد اى گروه جن و انس اگر مىتوانيد به عمق آسمانها و زمين نفوذ كنيد برويد نفوذ كنيد لكن تا هنگامى كه مسلط بر آن نباشيد نمىتوانيد؛٤٤ يعنى بايد مكانيزم آن را و قواعد علمى آن را شناخت تا بر آن مسلط شد. چهارم) امنيت اطلاعات و اخبار
كسب، دريافت خبر و اطلاعات و نحوه برخورد با آن، تأمين كانالهاى خبرى، تجزيه و تحليل اطلاعات، تصميمگيرى در مورد اطلاعات و... از نكاتى است كه امنيت خبرى و اطلاعاتى را شكل مىدهد و اهميت فراوانى دارد و قوام جامعه و دولت و حكومت و يك نظام بدان بستگى دارد. در حدود ٢٥ آيه ذيل در اين مورد است:
انواع خبر، اخبار افراد فاسق بايد تبيّن شود نه فورى بدان عمل شود نه به كنارى نهاده شود بلكه بايد اصل آن را يافت و الا موجب پشيمانى است.٤٥ وجود منابع خبرى در بين دشمنان مانند مؤمن آل فرعون كه تصميم فرعونيان به قتل حضرت موسى را به اطلاع وى مىرساند و حضرت موسى فرار مىكند. هر خبرى يك محل استقرارى دارد. تأمين و حفاظت از كانالهاى خبرى يا امنيت شبكهها، ارائه اطلاعات به مسئولين نظام كه قدرت استنباط و تحليل اخبار را دارند. آزادى سخن و توجه به هر نوع گزارش مثلاً حضرت سليمان در اوج قدرت و به منزله يك پيامبر به سخنان ضعيفترين موجود، يعنى يك مورچه بىتوجه نيست و آن را مىشنود و تبسم نموده شكر نعم الهى را دارد. هر عنصر نظام بايد گزارش دهد مانند گزارش هدهد به حضرت سليمان. نحوه تنظيم گزارش مانند گزارش هدهد در خصوص نظام يك كشور خارجى و حكومت ملكه سبا در يمن، روابط و امكانات آنها، برجستگىها و اعتقادات غلطشان و اعتقاد صحيح و علت انحراف آنها به حضرت سليمان. نحوه برخورد با گزارشها و بررسى صدق و كذب آن و عدم اطمينان مطلق. چنان چه حضرت سليمان مىگويد اطلاعات واصله را بررسى مىكنم. نحوه اقدام در مورد اخبار و اطلاعات مانند حضرت سليمان. اخبار منفى مؤمنين نبايد افشا شود. امنيت خبرى و عدم توجه به شايعات و تهمتها، مثلاً در مسائل اخلاقى بايد چهار شاهد گواهى دهند و گرنه شايعه پراكن تنبيه مىشود.٤٦ و ساير آياتى كه در خصوص امنيت اطلاعات و اخبار است. پنجم) امنيت اقتصادى
اگر اقتصادى سالم باشد توليد امنيت مىنمايد و اگر خراب باشد توليد ناامنى مىكند، به ويژه آن كه اقتصاد با همه اقشار جامعه مرتبط است. بيش از سى آيه در اين زمينه وجود دارد كه به شرح ذيل تقديم مىگردد:
تقسيم معيشت و برترى بعضى بر بعضى ديگر جهت بهكارگيرى يك ديگر، زيرا اگر همه در يك سطح بودند كارهاى مختلف انجام نمىشد. فىء متعلق به چه كسى است و چگونه بايد هزينه شود تا نيازمندان تأمين اقتصادى شوند. ايثار و بخشيدنِ آن چه مورد نياز خود است به ديگران كه در تلطيف محيط اقتصادى و امنيت اقتصادى بسيار مؤثر است.٤٧ منع ربا كه اعلام جنگ با خدا ناميده شده است، زيرا از گردش اقتصادى سرمايه جلوگيرى مىكند و به دليل سودآورى پول هيچ كس سرمايه خود را در توليد و توزيع و خدمات به كار نمىگيرد و كارها متوقف شده نظام فرو مىپاشد. منع تبذير و ريخت و پاش كه روش شيطانى شمرده شده است و موجب اخلال در امنيت اقتصادى است. حفظ مال ايتام تا به سن رشد و بلوغ برسند. ششم) امنيت قضايى
در نظام الهى، فرد و جامعه در امنيت قضايى به سر مىبرند، زيرا هر فردى كه به وى ظلم شود حق دادخواهى دارد و متهم در صورت اثبات جرم مجازات مىشود تا جامعه امن شود و مجرم نيز در امنيت است، زيرا قاضى بايد عادل باشد و در حق وى اجحاف نكند. احكام قاضى و قضاوت در اسلام فراوان است كه به چند نمونه آن به شرح ذيل اشاره مىگردد:
قضاوت به حق و عدم تبعيت از هواى نفس مانند خطاب خداوند به حضرت داوودعليه السلام، اجازه دادخواهى به كسى كه به وى ظلم شده است و مىتواند فرياد بكشد. تكليف متهم بايد روشن گردد و الا تبرئه شود به ويژه براى مسئوليتهاى حكومتى مانند داستان حضرت يوسف كه مسئوليت نپذيرفت تا حكم برائتش صادر شود و در امنيت قضايى مسئوليت بپذيرد.٤٨ منع قاتل، زيرا نفس محترم است مگر در قصاص، و زيادهروى در حكم نبايد بشود. هفتم) امنيت اجتماعى
در بخش سوم فصل دوم مطالبى در اين زمينه ذكر شد. هشتم) امنيت سياسى
امنيت سياسى را مىتوان به دو قسمت داخلى و خارجى تقسيم نمود كه رفتار حكومت را با مردم و دولتها و دشمنان مانند منافقين، مشركين، كفار و اهل كتاب نشان مىدهد كه از داشتن روابط تا قطع روابط و آمادگى براى ورود به مرحله نظامى و جنگ است. اين آيات طى حدود ٣٥ آيه به شرح ذيل خلاصه شده است: الف) مؤمنين
مؤمنين در امنيت كامل هستند و رهبرى موظف است آنها را زير بال و پر خود بگيرد.٤٩ مؤمنين برادران يكديگرند و بايد بين آنان را اصلاح نمود. ب) منحرفين
با بدعتها و منحرفين بايد برخورد قاطعانه داشت، مانند برخورد حضرت موسى با سامرى كه از ياران حضرت موسى بود لكن گوسالهاى ساخت و مردم را گوسالهپرست نمود و سپس دچار عذاب شد و حضرت موسى گوسالهاش را سوزاند و خاكسترش را بر دريا ريخت تا اثرى از او نباشد.٥٠ ج) منافقين
ويژگىهاى منافقين كه به طور مفصل در آيات مختلف آمده است و از عوامل مخل امنيت هستند مانند اين كه سوگند به دروغ مىخورند، انحراف در راه خدا ايجاد مىكنند، هر صدايى را عليه خود مىپندارند، در فراخوانىها روى برمىتابند، فاسقند، مىگويند مردم انفاق نكنند، خدعه و نيرنگ به كار مىبرند، دلهايشان بيمار است، ادعا مىكنند ما مصلح هستيم در حالى كه مفسدند، در جمع مؤمنين مىگويند ما با شما هستيم و در جلسات و روابط با دشمنان (شياطين) مىگويند ما با شما هستيم، ايمان را كار سفها مىدانند و مىگويند ما سفيه نيستيم كه ايمان بياوريم و گنگ و كر و... هستند٥١ حال اگر منافقين با چنين ويژگىهايى در جامعه باشند آيا آن جامعه امنيت خواهد داشت؟ بديهى است چنين افرادى عامل ناامنى هستند، لذا خداوند به پيامبران و رهبرى دستور برخورد با آنها را مىدهد تا جامعه امن شود. زيرا اين افراد فسادگر و هلاك كننده حرث و نسل هستند، آنها پليد هستند و از آنها اعراض كن، با آنها رابطه نداشته باش، از آنها اطاعت مكن و با آنها جهاد كن و سخت بگير. د) اهل كتاب
در بين اهل كتاب (اديان غير از اسلام) گروهى متدين هستند و عبادت مىكنند. نصارى و مسيحيان به مسلمين نزديكترند. شديدترين دشمنى مخصوص يهوديان است و بغض آنان تا قيامت ادامه دارد. دشمنان نمىتوانند ضررى به شما برسانند و در جنگ فرار كرده و يارى نمىشوند و مهر ذلت بر آنها زده شده است فقط شما را اذيت مىكنند. بسيارى از آنان مىخواهند شما را از ايمان به كفر برگردانند به دليل حسادت بر شما، لذا اگر ستمى از آنان به شما رسيد عفو و بخشش كنيد و خداوند مسلمين را از شر و آسيب نگاه مىدارد.٥٢ ه ) كافرين
رابطه مسلمين با كفّار نيز در آيات قرآن تبيين و راهكار ارائه شده است تا امنيت سياسى مسلمين برقرار گردد. از آن جمله عدم دوستى با كافرين، غلظت داشتن با كافرين، عدم اطاعت از آنان، صبر و تقوا داشتن كه تا حيله آنان ضرر نزند. زيرا اگر به شما حسنهاى رسد ناراحت و اگر ضررى رسد خوشحال مىشوند. دشمنان من و خود را دوست نگيريد. با كسانى كه با شما نجنگيدند و برخورد نكردند با قسط و عدل رفتار كنيد و نياز به برائت از آنان نيست. ولايت قومى را نپذيرند كه خدا بر آنان غضب كرده است. خنثى كردن تهديدات دشمن مانند حضرت موسى كه تهديدات فرعون را خنثى مىنمود. ويژگى دشمنان عدم رعايت عهد است و اكثرشان فاسقند٥٣ و پيمان شكنى مىكنند. و) مشركين
اعلام برائت از مشركين و اعراض از مشركين، زيرا خداوند كفايت مىكند از استهزا كنندگان، تهديد دشمنان و نپذيرفتن هداياى آنان، مانند حضرت سليمان نسبت به ملكه سبا، قدرت نمايى به دشمن مانند حضرت سليمان كه تخت عظيم ملكه سبا را از يمن به فلسطين منتقل نمود و دشمن را با اقدامات خود گيج كردن مانند اقدامات حضرت سليمان نسبت به تغيير تخت بلقيس. نهم) امنيت ادارى
آيا كارمندان يك نظام آزادند يا مقيد؟ امنيت نظام نسبت به كارمندان و كارمندان نسبت به نظام چگونه بايد تأمين گردد؟ از وظايف مديريت، حضور و غياب و بررسى اوضاع كارمندانش است، مانند حضرت سليمان كه از لشكر سان مىبيند و متوجه فقدان هدهد مىگردد و مىگويد اگر خيانت باشد اعدام و اگر بىتوجهى و غفلت كرده باشد تنبيه مىشود و الا بايد دليل آشكارى براى غيبت خود بياورد. دهم) امنيت مكانى يا جغرافيايى
زمين را خداوند براى بشر قرار داده است و آن را از آسيبهاى مختلف طبيعى مثل شهابسنگهاى آسمانى يا غير طبيعى مثل آسيب جنيان ايمن داشته است. البته زمين داراى ضوابطى مىباشد كه خداوند مقرر فرموده است، مثل گرما و سرما و رعد و برق و جاذبه و بارش باران و برف و خشك سالى و زلزله و آتشفشان و ساير موارد كه اگر بشر آن را بشناسد و بر آن مسلط شود مىتواند بهرهبردارى مناسب از زمين نمايد و الا زمين را به فساد مىكشد بلكه درياها نيز از دست او در امان نيستند و اگر خلاف كرد مانند اقوام گذشته توسط همين عوامل مادى يا معنوى عذاب خواهد شد. چندين آيه در اين زمينه به شرح ذيل ارائه مىگردد. زمين براى بشر نهاده شده است. امنيت مسكن انسانها مثل حضرت داوودعليه السلام كه در محرابش نسبت به ورود بيگانگان واكنش نشان داد. تكريم انسانها از سوى خداوند و حمل او در خشكى و دريا، فرود آمدن در خشكى به سلامت مانند حضرت نوح پس از طوفان، امنيت راهها، خداوند به حضرت موسى مىفرمايد: براى بنى اسرائيل خانه بساز و آن را قبله قرار ده. يازدهم) امنيت دريايى
امنيت دريايى نيز مهم است، زيرا ٣٤ كره زمين را آب فرا گرفته و مايه حيات انسان است. بشر چگونه بايد از دريا عبور كند تا تأمين باشد كه در آياتى بدان اشاره شده است:
تكريم انسان و حمل او در دريا. امكان كشتيرانى در دريا كه از عنايات خداست. اگر خدا مىخواست باد را از حركت نگه مىداشت تا گم شويد. در طوفان دريايى خدا را مخلصانه مىخوانند، وقتى به خشكى رسيدند آيات ما را انكار مىكنند. كشتى سازى براى حضرت نوح و آموزش آن و به جريان انداختن آن و حمل مؤمنين در كشتى نوح و از هر حيوان دو زوج براى بقاى نسل همراه برد و تأمين امنيت انسان و حيوان و بر اين اساس امنيت انسان در دريا با عنايت خداوند تأمين گرديده است. دوازدهم) امنيت نظامى
در اين بخش، انواع درگيرىهاى داخلى و خارجى را با منافقين، كفار، مشركين و... از مراحل مقدماتى جنگ تا انتها مىبينيم و دستوراتى كه خداوند داده است كه اگر رعايت شود دين خدا، نظام الهى و مردم حفظ مىگردند و الا ممكن است موجب آسيب هر يك شود. آيات الهى در اين زمينه فراوان است كه حدود هفتاد آيه وجود دارد. خلاصه آن به اين شرح است: الف) كليات
جنگ بر شما واجب شده است در حالى كه كراهت داريد و چه بسا چيزهايى كه كراهت داريد و براى شما خوب است. هيچ چيز نبايد مانع از دوست داشتن خدا و رسولش و جهاد در راه او شود. آمادگى نظامى كافى داشتن تا دشمن بترسد. آمادگى نظامى مؤمنين به طور انفرادى و جمعى براى نبرد. آزمايش نيروها مانند طالوت كه لشكرش را به آب آزمايش نمود. فلسفه جنگ كه بايد مؤمنين تميز داده شوند، بسيارى از ربانيون همراه انبيا جنگيدهاند. بكشيد تا فتنه در عالم نباشند. بكشيد كسانى كه شما را مىكشند و زياده روى نكنيد. مبارزين و صابرين وارد بهشت مىشوند. رعايت تقوا در جنگ، پراكنده كردن نيروى دشمن، كفايت خداوند از خدعه دشمنان، حداقل توان نظامى مؤمنين بايد به گونهاى باشد كه بر دو برابر خود غلبه كنند.٥٤ عدم اقدام براى جهاد عذاب الهى و جاىگزينى ساير اقوام را به دنبال دارد. ب) تأمين امنيت نسبت به خودىها
اگر دو طايفه مؤمن با يكديگر جنگيدند بينشان اصلاح كنيد و اگر يكى تجاوز كرد ياغى را بكشيد تا امر خدا آيد.٥٥ ج) تأمين امنيت نسبت به منافقين
مبارزه با منافقين و سختگيرى نسبت به آنان، منافقين در جهاد همراهى نمىكنند. همراهى منافقين در جنگ سبب فتنه است. منافقين در پى بهانهجويى و عدم حضور هستند و ساير آياتى كه امنيت نظامى را در ارتباط با منافقين تأمين مىنمايد. د) تأمين امنيت نسبت به كفار
آن چه سبب تأمين امنيت اسلام نسبت به كفار است در آيات زير آمده است:
سران كفار را بكشيد چرا با كفار نمىجنگيد كه پيمان شكسته و حريم رسول و رهبرى را رعايت نكردهاند. آنها را بكشيد كه خداوند به دست شما آنها را عذاب مىكند. دفاع كنيد از كسانى كه به زور از سرزمينشان اخراج شدهاند و اگر كسى آنها را دفع نمىكرد معابد الهى از بين مىرفت.٥٦ جهاد در راه خدا و دفاع از مظلومين و عدم اطاعت از كافرين و مبارزه بزرگ با آنان. ه ) تأمين امنيت نسبت به مشركين
كشتن مشركين و محاصره و كمين بر آنان، جنگ با دشمنان خدا تا گرفتن جزيه، كشتن همه مشركين كما اين كه آنها همه شما را مىكشند. نحوه جنگ آنان در قلعهها و پشت ديوارها و ويژگى روحى روانى آنان كه قلوب پراكنده دارند در حالى كه متحد شمرده مىشوند. و) ساير نكاتى كه در امنيت نظامى مطرح است
١. در ماههاى حرام جنگ نكنيد مگر دشمنان تعدى كنند؛
٢. در هنگام جنگ گروهى ديدهبانى و نگهبانى كنند و گروهى نماز خوانند و بالعكس تا غافلگير نشويد؛
٣. مباحث مربوط به مرخصى و مريضها؛
٤. تأمين نيازهاى جنگ مثلاً خداوند در يك جنگ، خواب سبك را بر مؤمنين حاكم كرد تا آرامش يابند؛
٥. ارزيابى جنگ، زيرا همان گونه كه شما آسيب ديديد دشمن هم آسيب ديده است؛
٦. فرار از جنگ نكنيد و الا دچار عذاب الهى خواهيد شد؛
٧. صلح؛
٨. قرارداد پايان جنگ - فديه؛
٩. امدادهاى الهى مانند نزول چندهزار فرشته در جنگ، يارى خدا در جنگ حنين و.. كه از كثرت دشمن متعجب شديد.
همانگونه كه ملاحظه كرديد نحوه تأمين امنيت مملكت و حفاظت از دين، مرزها، انسانها و دست آوردها در آيات فوق الذكر و در بخش امنيت نظامى به خوبى در بخشهاى مختلف تبيين شده است. سيزدهم) امنيت زيست محيطى
رعايت ضوابط محيط زيست براى بقاى بشر امرى ضرورى است. در حدود ده آيه به اين مهم اشاره شده است مانند رعد و برق و صاعقه كه به هر كس خدا بخواهد اصابت مىكند و برق از آيات الهى شمرده شده است كه مايه ترس و اميد به زندگى است و زمين بدان زنده شود بعد از مرگش. خداوند با طوفان نوح محيط زيست را فاقد امنيت براى كفار نمود آن هنگام كه آب از تنور شروع شد و از آسمان و زمين باريد و كسى ايمن نبود از امر خدا مگر خدا رحم كند. حفظ زمين و آسمان و به پا داشتن آن از آيات الهى است. سيل عرم و تبديل باغهاى آن به گياهان غير مفيد، قحطى و خشك سالى و كمبود محصولات كه از عذاب قوم فرعون شمرده شده است. چهاردهم) امنيت در حوزه رهبرى
حوزه رهبرى امت كه امر خطيرى است وظايفى نسبت به امت دارد و امت نيز وظايفى نسبت به رهبرى دارد كه بايد رعايت نمايد والا امنيت حوزه رهبرى و اداره جامعه تأمين نمىگردد و نظام دچار اختلال مىشود. رهبرى امت اعم از رسول خدا يا امام معصوم يا ولى فقيه به شمار مىرود كه با عنوان ولى امر از آن ياد مىشود كه در حدود ٢٦ آيه به شرح ذيل خلاصه شده است: الف) وظايف امت نسبت به ولى امر
بيعت با ولى امر كه سبب رضايت خدا و نزول آرامش و فتح و پيروزى است.٥٧ بيعت با ولى خدا مثل بيعت با خداست و دست خدا بالاى دستهاست. بيعت ولى امر با زنان و مواد بيعت مانند عدم شرك ورزيدن به خدا، عدم سرقت، عدم زنا، عدم كشتن فرزند، عدم تهمت و... . پذيرش فرامين ولى امر و هر كس نافرمانى و عصيان كند گمراه است. اجازه گرفتن از ولى امر توسط مؤمنين و او به هر كس خواست و مصلحت دانست اجازه مىدهد. نحوه روابط با ولى امر مانند عدم ورود به منزلِ وى مگر دعوت شويد، پس از اتمام غذا و كار سريعاً خارج شويد، نحوه سئوال كردن و چيزى خواستن از ولى امر، عدم ازدواج با زنان پيامبر، جلو نيفتادن از ولى امر، عدم صداى بلند نزد ولى امر، تبعيت از جانشين ولى امر مثل حضرت هارون در غياب حضرت موسى، عدم اذيت ولى امر مانند اذيت حضرت موسىعليه السلام توسط قوم بنى اسرائيل و رفتارهاى موجب اذيت پيامبر اسلام. ب) وظايف ولى امر نسبت به امت
گفتار همه كس فهم داشته باشد نه مثل قوم شعيب كه مىگفتند ما حرف تو را نمىفهميم. به فريادرسى امت مثل حضرت موسى كه به كمك طرفدارانش رفت. گشودن بال و پر خود بر امت. فقدان سابقه منفى در امر اداره امت چنان كه يكى از طرفداران فرعون به حضرت موسى گفت: آيا مىخواهى مرا بكشى همان گونه كه ديروز كسى را كشتى؟ مشورت با اطرافيان مانند روش ملكه سبا و يا دستور خدا به پيامبر در مشورت با امت، توصيه امت به صبر، سعه صدر در برابر اتهامات و صبر در تربيت امت و عدم دلتنگى از مكر و حيله آنان. پانزدهم) امنيت در زمان طاغوت
يكى از وظايف مؤمنين مبارزه با طاغوت است و در عين حال بايد خود را حفظ كنند مگر امر مهمترى، يعنى حفظ و دفاع از دين خدا در بين باشد. نمونههايى از امنيت مبارزين و مجاهدين راه خدا، طى حدود ١٥ آيه به شرح ذيل چنين است:
تقيه و حضور در دستگاه طاغوت و كمك به مبارزين مانند مؤمن آل فرعون، تقيه و حفظ خود براى اجراى اهداف مانند حضرت ابراهيم كه پوشش بيمارى را مطابق رسوم زمان براى حضور در شهر و از بين بردن بتها برگزيد. هجرت و دورى گزيدن از نظام؛ اگر نتوانستند به وظايف خود عمل كنند مانند اصحاب كهف. تقيه براى حفظ تشكيلات و نهضت. چهارم) مدل امنيت
همان گونه كه خداوند، شهرهاى از بين رفته و اقوام هلاك شده را به دليل گناه و فساد و... را در قرآن بيان نموده است الگو و مدل مناسب را نيز ارائه نموده است تا اگر كسى شروط لازم را فراهم كرد بتواند به آن برسد و در واقع فرهنگ قرآن نه ايدهآليستى صرف است كه دست نيافتنى باشد و نه رئاليستى كه فقط به واقعيتها بسنده كند و رو به كمال نرود. همچنين تشكيلات نمونه و آيين نمونه را ارائه نموده است. اين فصل در سه بخش آمده است: اول) نمونه و الگوى شهر امن
حدود سى آيه در خصوص شهر امن و پاك و ويژگىهاى آن آمده است كه در ادوار مختلف تاريخ نيز سابقه داشته و دارد، يعنى قابل استحصاپىنوشتها ١.دانشجوى دكترى امنيت ملى دانشگاه عالى دفاع ملى. ٢. هود (١١) آيه ١٣. ٣. يوسف (١٢) آيه ٦٣. ٤. انفال (٨) آيه ٣٣. ٥. مائده (٥) آيه ١٠. ٦. حج (٢٢) آيه ٣٨. ٧. نحل (١٦) آيه ١١٢. ٨. رعد (١٣) آيه ١١. ٩. انعام (٦) آيه ٨٢. ١٠. همان، آيه ٨١ . ١١. همان، آيه ٨٢ . ١٢. يوسف (١٢) آيه ٩٩. ١٣. قصص (٢٨) آيه ٣١. ١٤. همان، آيه ٩. ١٥. همان، آيه ٧. ١٦. لقمان (٣١) آيه ١٥. ١٧. قصص (٢٨) آيه ١١ و ١٢. ١٨. همان، آيه ٢٥. ١٩. روم (٣٠) آيه ٢١. ٢٠. مريم (١٩) آيه ٢٧ و ٢٨. ٢١. يوسف (١٢) آيه ٨ و ٩. ٢٢. هود (١١) آيه ٤٢ - ٤٦. ٢٣. نور (٢٤) آيه ٣١ و ٣٢. ٢٤. طلاق (٦٥) آيه ٦ و ٧. ٢٥. نساء (٤) آيه ٣٤. ٢٦. طلاق (٦٥) آيه ١ - ٣. ٢٧. تحريم (٦٦) آيه ٩ - ١٢. ٢٨. احزاب (٣٣) آيه ٣٠. ٢٩. غافر (٤٠) آيه ٧ - ٩. ٣٠. نساء (٤) آيه ٨٦. ٣١. عنكبوت (٢٩) آيه ٤٦. ٣٢. نساء (٤) آيه ٥٨ . ٣٣. انفال (٨) آيه ٦٣. ٣٤. روم (٣٠) آيه ٢ - ٥ . ٣٥. يونس (١٠) آيه ٦٢ - ٦٤. ٣٦. بقره (٢) آيه ٢٧٧. ٣٧. فتح (٤٨) آيه ٤ و ٢٦. ٣٨. توبه (٩) آيه ٤. ٣٩. يوسف (١٢) آيه ٧٨. ٤٠. نساء (٤) آيه ١١١. ٤١. طه (٢٠) آيه ٦٣؛ اعراف (٧) آيه ١٠٩ و ١١٠. ٤٢. عنكبوت (٢٩) آيه ٤١. ٤٣. اسراء (١٧) آيه ٣٦. ٤٤. رحمن (٥٥) آيه ٣٣. ٤٥. حجرات (٤٩) آيه ٦. ٤٦. نور (٢٤) آيه ١٢ و ١٣. ٤٧. حشر (٥٩) آيه ٨ . ٤٨. يوسف (١٢) آيه ٥١ و ٥٢ . ٤٩. شعرا (٢٦) آيه ٢١٤. ٥٠. طه (٢٠) آيه ٩٧. ٥١. بقره (٢) آيه ٨ - ١٢ و ١٥. ٥٢. همان، آيه ١٣٧. ٥٣. توبه (٩) آيه ٨٠. ٥٤. انفال (٨) آيه ٦٥ و ٦٦. ٥٥. حجرات (٤٩) آيه ٩. ٥٦. حج (٢٢) آيه ٣٩ و ٤٠. ٥٧. فتح (٤٨) آيه ١٨. ٥٨. ممتحنه (٦٠) آيه ٤ و ٥ .